دانلود رمان زمستان ابدی از کوثر شاهینی فر

دانلود رمان زمستان ابدی از کوثر شاهینی فر

موضوع اصلی رمان زمستان ابدی

صداش بین هیاهوی دادگاه می پیچه … توی گوشی … توی گوشم:صبح چهار شنبه امضا میشه و غروب بین اذان مغرب و عشاء صیغه ی طلاق جاری میشه … ثبت محضـ …گوشی هنوزم بیخ گوشمه … یعنی فرزام کاملاً پاک میشه ؟ … ازهمه جا حتی شناسنامه م … حتی زندگیم ! … من نه که غصه نخورم ، نه … من فقط فرصت غصه خوردن نداشتم … هیچوقت ! .

مقداری از متن زمستان ابدی

مسیر نگاهش رو تعقیب می کنم و به همون راننده ی نکبتی و نگاه حال به هم َزنِش می رسم ! …اخم کرده رو بر می گردونم و در حالی که از کنار یلدا رد میشم برای رسیدن به خونه میگم : اسنَپ گرفتم .. از اولشم نگاهش رو مخم بود … بیا بریم تو …کلید رو توی قفل می ندازم و داخل میرم … یلدا هم پشت سرم … در خونه رو می بندم و نفس عمیقی میکشم …تو فکر راننده و پارسام که یلدا می پرسه : فرزام خونه نیست ؟! پلک می بندم … کلافه ، طولانی … فکر اینجاشو نکرده بودم … سعی می کنم لبخند بزنم … با پشت دست گونه هام رو پا می کنم و جواب میدم : الاناست سر و کله ش پیدا بشه !ـ کار اونه ؟!به سر و صورتم اشاره می کنه …

به کبودی های ریزی که هنوز روی صورتم باقی مونده و میگم:یه اختلاف کوچیک بود …جلوتر از یلدا سمت ساختمون میرم … صدای پاهاش رو پشت سرم می شنوم تا باز کردن در ساختمون و داخل رفتن … یلدا طوطی وار دنبالم میاد و هر دو وارد میشیم … چراغ ها رو روشن میکنم و سمت اتاق خواب میرم … صداشو از توی سالن می شنوم : مامان چیز دیگه می گفت …لباس عوض می کنم و یه لباس خونگی که خبری از دوربین نباشه ، برمی دارم … دارم فکر می کنم دوربین های توی سالن رو چیکار کنم و جواب یلدا رو می دم : چی می گفت ؟!ـ می گفت واقعا درک نمی کنه عاشقین ، یا دشمن ؟!بیرون میرم و از اتاق و میگم : زندگیه دیگه ، بالا پایین زیاد داره ، چی می خوری درست کنم ؟!

دنبال بحث عوض کردنم … یلدا شونه بالا می ندازه و روی یکی از مبل ها می شینه … سمت آشپزخونه میرم و همزمان شماره ی فراز رو می گیرم … میگم : چرا زنگ نزدی زودتر بیام !؟ … خیلی منتظر موندی ؟ …گوشی رو کنار گوشم می ذارم … یلدا می خواد جواب بده که فراز اولین بوق نه اما دومین بوق جواب میده :ـ جانم !لبخند میزنم به یلدا و میگم : سلام فرزام … خوبی ؟ …مکث میکنه … می فهمه خبری هست … لب میزنه : کی اونجاست ؟! …استرس دارم … دارم واضح دروغ می گم … دست و دلم به حرف زدن نیست و صدام به لرز افتاده … میگم : امم … خو .. خوبم … میگم که ..

  • اشتراک گذاری
خلاصه کتاب
صداش بین هیاهوی دادگاه می پیچه ... توی گوشی ... توی گوشم:صبح چهار شنبه امضا میشه و غروب بین اذان مغرب و عشاء صیغه ی طلاق جاری میشه ... ثبت محضـ ...گوشی هنوزم بیخ گوشمه ... یعنی فرزام کاملاً پاک میشه ؟ ... ازهمه جا حتی شناسنامه م ... حتی زندگیم ! ... من نه که غصه نخورم ، نه ... من فقط فرصت غصه خوردن نداشتم ... هیچوقت ! .
مشخصات کتاب
  • نام کتاب: زمستان ابدی
  • ژانر: عاشقانه
  • نویسنده: کوثر شاهینی فر
  • تعداد صفحات: 622
خرید کتاب
45,000 تومان
  • Admin
  • 18 بازدید
لینک کوتاه:
برچسب ها
ورود کاربران

درباره ما
به بوک
دانلود رمان, رمان, دانلود رمان عاشقانه, رمان عاشقانه, دانلود رمان کل کلی, رمان جدید, رمان ایرانی, رمان بوک, دانلود رایگان رمان بدون سانسور pdf
آخرین نظرات
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " به بوک " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!