دانلود رمان انتهاج

دانلود رمان انتهاج

موضوع اصلی رمان انتهاج

داستان واقعی از زندگی و چالش های ازدواج در سن کم و اختلاف سنی زیاد، از خیانت و از طلاق…

 نام نویسنده :  بنفشه و رعنا

پیام های رمان انتهاجاهمیت خارج شدن از کلیشه های جامعه، هیچ چیزی تضمین موفقیت یک ازدواج نیست . اهمیت مشاوره های قبل ازدواج، شناخت و آگاهی فردی . خیانت و عواقب اون برای هر دو طرف.

مقدار از متن رمان

با وجود بی حالیم گفتم
– چرا… میدونن. اکیپی رفتیم شهربازی، بابام خودش منو رسوند اما بگم زمین خوردم قاطی میکنه!
رهام خندید و گفت
– اها… پس از اون بابا هاست!
نمیدونستم منظورش چیه اما فقط سر تکون دادم چون حال نداشتم حرف بزنم.
رهام خم شد رو من و دستمال هارو از زیر لبم بیرون آورد و گفت
– رو آسفالت زمین خوردی!؟
آره خفه ای گفتم و با یه وسیله دهنم رو تمیز کرد و پرسید
– زیاد زمین میخوری!؟
با شرمندگی گفتم
– نه! گاهی!
خندید و پیام با آب قند اومد.
داد دست منو به سختی صاف نشستم . کمی خوردم که رهام گفت
– کامل بخور!
پیام دستی تو موهاش کشید و گفت
– دیدی؟ فقط شکسته؟
رهام سر تکون داد و گفت
– آره یکم ترک برداشته برا همین خونریزی کرده . درستش میکنم نگران نباشید.
از حرفش یکم نگرانیم کمتر شد و لیوان تقریبا خالی رو دادم به پیام و گفتم
– ببخشید گند زدم به تفریح همتون!
پیام لبخند با محبتی زد و گفت
– نه بابا…
گوشیش زنگ خورد و رد تماس زد.
رهام گفت
– خب حرفی با هم دارید بزنید شروع کنم یه ساعت نمیتونه حرف بزنه ها.
با وجود درد خندیدم و گفتم
– نه حرفی ندارم!
پیام هم خندید و گفت
– برم زنگ بزنم بچه ها از نگرانی در بیان!
سر تکون دادم و رفت بیرون از اتاق.
رهام به رفتن پیام نگاه کرد‌. کامل که دور شد نگاهم کرد و آروم گفت
– پیام دوست پسرته؟

 

  • اشتراک گذاری
  • Admin
  • 31 بازدید
لینک کوتاه:
ورود کاربران

درباره ما
به بوک
دانلود رمان, رمان, دانلود رمان عاشقانه, رمان عاشقانه, دانلود رمان کل کلی, رمان جدید, رمان ایرانی, رمان بوک, دانلود رایگان رمان بدون سانسور pdf
آخرین نظرات
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " به بوک " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!