داستان کوتاه راز بازی ناتمام

داستان کوتاه راز بازی ناتمام

توضیحات مهم داستان کوتاه راز بازی ناتمام از ملیکا شاهوردی

موضوع اصلی داستان کوتاه راز بازی ناتمام از ملیکا شاهوردی

داستان یک دختر که برای پیدا کردن نامزد گم شده اش وارد یک بازی ناتمام می‌شود.

خلاصه داستان کوتاه راز بازی ناتمام از ملیکا شاهوردی

صفحه‌ی بازی را چیدند، تاس انداختن و مهره‌ها به جلو حرکت کردند!
دیگر هیچ راه عقب نشینی وجود نداشت، این‌بار همانند مار و پله‌های بچگی‌هایمان نبود که تنها مهره‌ات را مار نیش بزند و به عقب بازگردی و دوباره حرکت کنی.
این‌جا یک فرصت داری، یک جان داری!
اگر ببازی به دوباره برنمی‌‌گردی و محو می‌شوی!

 

مقداری از متن داستان کوتاه راز بازی ناتمام از ملیکا شاهوردی

با قدم های سست و آهسته اش به جلو رفت. هر قدمش، گویی رفتن به پیشواز مرگ بود و وحشت نقطه به نقطه وجودش را در بر گرفته بود.
پله ها را به بالا رفت، زانوهایش می‌لرزید و پاهایش بی جان بود. آب دهانش را قورت داد، پله های زیر پایش جیر جیر می‌کردند و همین دامن زده بود به ترس بیشترش!
با رسیدن به پله آخر، قلبش تند و بی وقفه شروع به کوبیدن کرد. با مردمک های لرزان به تصویر مقابلش نگاه کرد.
به دیوار رنگ و رو رفته ای که لکه های قرمز پاشیده شده رویش، بی شباهت به خون نبودند و نوشته ای که باعث شد وحشت در دلش ریشه کند:
” این بازی، یه راز ناتمامه!”

 

برای دانلود و خواندن داستان کوتاه راز بازی ناتمام کلیک کنید

  • اشتراک گذاری
  • Admin
  • 8 بازدید
لینک کوتاه:
ورود کاربران

درباره ما
به بوک
دانلود رمان, رمان, دانلود رمان عاشقانه, رمان عاشقانه, دانلود رمان کل کلی, رمان جدید, رمان ایرانی, رمان بوک, دانلود رایگان رمان بدون سانسور pdf
آخرین نظرات
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " به بوک " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!