رمان عشقم را پس بده روایت دختری به نام روساناست که باید طبق سنت خانوادگیاش ازدواج سنتی داشته باشد. پدرِ او برای دینی که از قبل به گردنش است، مجبور میشود به رفیقِ قدیمیاش اجازهیِ خواستگاری بدهد و از این رو، رسومات را دور میزند. رمان در ژانر عاشقانه، اجتماعی و خانوادگی نگارش شده و قلم نویسنده روان و شیوا میباشد. این رمان با 542 صفحه، در سال 1392 از نشر شقایق منتشر شده است.
روسانا به مصلحت خانواده و طبق رسومات سنتیشان، باید فامیل بماند و ازدواجی سنتی داشته باشد، اما روسانا بهخاطر یکهتازی برخی مردان فامیل و این رسم دیرینه، راضی به چنین ازدواجی نیست. دخترجوان به طور اتفاقی با پسرِ یکی از دوستانِ قدیمیِ پدرش، تصادف میکند که پدرش دین بزرگی به او دارد. در برخوردی که بین روسانا و کسری اتفاقهایی میافتد که اگه پدر روسانا متوجه شود، تنبیهی سخت برای او در نظر میگیرد. روسانا این موضوع رو از پدرش پنهان میکند، تا اینکه خانوادهی کسری با دیدن روسانا او را برای پسرشان در نظر میگیرند و از پدر روسانا درخواست خواستگاری میکنند. پدر روسانا هم بهخاطر دینی که بر گردنش احساس میکند، برخلاف شئونات خانوادگی و مخالفت بزرگان فامیل، به این امر روی خوش نشان داده و در خانه به روی خواستگاریِ کسری باز میکند.
مقابل خانه که رسید، دستش را روی زنگ گذاشت اما یادش آمد کسی در خانه نیست. کلیدش را در قفل چرخاند و وارد شد. خانه در سکوتی کامل فرو رفته و جز اندک نوری که مادر عادت داشت موقع ترک منزل روشن بگذارد، تمامی خانه تاریک بود. با زدن کلید اصلی، فضای خانه روشن شد. طبق عادت به سراغ یخچال رفت تا گلویی تازه کند. با دیدن برگهی سفیدی که روی در یخچال چسبیده بود، لبخندی زد و یادداشت مادر را با صدای بلند خواند:
«سلام کسری جان! اگه قبل از من و بابا اومدی خونه، غذات تو یخچال آماده است. زحمت گرم کردنش با خودت. تنبلی نکنی گرسنه بخوابی یا بری بیرون غذا بخوری! ما زود بر میگردیم.»
در یخچال را باز کرد و بطری آب را بیرون آورد، در حال سر کشیدن بطری آب، نگاهش به دلمههای رنگ و وارنگ مادر افتاد و اشتهایش تحریک شد، اما حوصله ی گرم کردن غذا را نداشت. ناخنکی به آن زد و طعمش را چشید. در یخچال را بست و از آشپزخانه بیرون آمد. هر چه عقربههای ساعت بالاتر میآمدند، او گرسنهتر میشد، دستی به شکم خود کشید و گفت:
ـ میخواستم امشب بهت گرسنگی بدم ببینم طاقت داری یا نه، اما انگار تو از من پرروتری. بفرما، بریم بیرون تا یه ساندویچ خوشمزه با نون اضافی مهمونت کنم.
خانه را ترک کرد و به سوی اغذیه فروشی همیشگی به راه افتاد. پشت میزی نشست و سفارشش را داد. بوی خوشی که در فضا پیچیده بود، بر گرسنگیاش افزود. برای آن که دقایقش سریعتر سپری شود، گوشیاش را درآورد و با صفحهی آن مشغول شد. ثانیههایی نگذشته بود که زنگ تلفنش به صدا درآمد. با دیدن شمارهی پیام، ابرویی بالا انداخت و پاسخ داد:
ـ شب به خیر آقا پیام! در چه حالی؟ از زور گرسنگی به جون تلفن افتادی یا تنهایی؟
ـ هیچ کدام! بنده از دست زورگوییهای بابام به جون اعصاب خودم افتادم.
ـ پس اوضاعت دوباره بهم خورده… نه؟!
ـ حوصلهی مسخره بازی ندارم کسری!
ـ خب چرا به من زنگ زدی؟ با «مریم» خانم تماس میگرفتی بلکه شارژت کنه.
– حیف که دم دستم نیستی، والا گوشیمو تو سرت میشکستم.
کسری خندید و گفت:
ـ اوه… چه خطرناک! دیگه باورم شد خاطرخواهی بدجوری دیوونهات کرده!
ـ شب و روز به سینهام میکوبم و دعا میکنم سرت بیاد، اون وقت من مسخرهات کنم.
کسری دوباره خندید و گفت:
ـ حالا چرا مثل مادر بزرگها تخت سینهات میکوبی؟ کسی که در درو میده درمونشم میده.
ـ با بابایی که من دارم هر دردی بگیرم، باید بمیرم.
کسری جدی شد و به او تشر زد:
ـ مزخرف نگو. آخه کدوم پدری بد بچهشو خواسته که پدر تو دومیش باشه؟
ـ تو حاج آقای خودتونرو دیدی آقا کسری. ضمن این که من زبون تورو ندارم و فوری قاطی میکنم.
ـ تفسیر حرفت اینه که من چاپلوس تشریف دارم، درسته؟
ـ پرت و پلا نگو کسری.
ـ خب اگه انعطاف بیشتر رو باور داری، کمی خودت رو تغییر بده، اون وقت میبینی زبون خوش چه طوری عمل میکنه.
ـ جون تو بیفایدهاس، هیچ راهی جواب نمیده.
رمان عشقم را پس بده از طریق انتشارات شقایق و کتاب فروشی های معتبر قابل تهیه می باشد.
الهه محمدی متولد سال 1358، متاهل، دارای سه فرزند میباشد. ایشان در رشتهیِ علوم انسانی تحصیل کرده و جزو نویسندگان پرفروش و قدیمی ایرانی به شمار میرود. این نویسنده اغلب در ژانر عاشقانه، اجتماعی و خانوادگی فعالیت میکند.
رمان مریم پاییزی _ انتشارات شقایق
رمان آتاناز _ انتشارات شقایق
رمان جرم عاشقی _ انتشارات شقایق
رمان عشقم را پس بده _ انتشارات شقایق
رمان محکوم عشق _ انتشارات شقایق
رمان شوریده حال _ انتشارات شقایق
رمان نایف _ انتشارات شقایق
رمان تعلیق _ انتشارات علی
رمان آسیمه _ انتشارات علی
رمان مغرب احساس _ انتشارات علی
رمان تهاتر _ در دست بررسی برای چاپ
رمان صورتک(جلد اول) _ انتشارت سخن
رمان شیدای کافر _ در دست بررسی برای چاپ
رمان سایهیمترسک _ در دست بررسی برای چاپ
رمان عروس تاریکی _ مجازی
رمان سیاژ_مجازی