رمان خوب همخون

رمان خوب همخون

در رمان خوب همخون نازنین دیناروند قصه رو از زبون دختری شروع میکنه که دست انداخت بیخ گلوی دختر لوس خانواده و حالیش کرد که توی دنیای گرگهای گوسفند نما، لازمه که مواظب باقی مونده های خونواده اش باشه، دستشو گرفت رو زانو هاش و دونه دونه درا رو زد و دنبال رحمت خدا گشت، تا خانواده اش رو نجات بده.

 

مقدمه رمان خوب همخون :

کلیت موضوع رمان خوب همخون راجب نیاز و زندگی شخصی و خانوادگیشه و راز هایی که از گذشته برای نیاز آشکار میشه که مسیر اون رو عوض میکنه…

 

خلاصه رمان خوب همخون :

نیاز دختریه که خواهرش توی زندانه و پدر و مادرش هر دو فوت شدن… توی شرکت شهاب کار میکنه… ولی نمیدونه که بین خانواده ی شهاب و خودش، و خواهرش و شهریار داداش شهاب قدیم ها یه رابطه ای وجود داشته…

 

مقداری از متن رمان خوب همخون 1 :

لبام باز و بسته میشن تا نفس بکشم ولی به جز هوای بی اکسیژن هیچی نصیبم نمیشه می بینم که شهاب رو به روم می ایسته و با چشم های ریز شده بهم نگاه می کنه.

روی جدول ها آوار میشم تا بی نفسی رمق پاهامو نگیره.

_به همین راحتی می ذاری کنار منو؟

صداش بلنده و گیرنده های شنواییم چشم میبندن و گوشاشون رو میگیرن تا درب و داغون نشن.

_به همین راحتی.

_نشستی ترک موتور به مرد و باهاش رفتی؟

-بچه‌ ام من که دارم جواب پس میدم؟

_آدم احمق نه شاخ داره و نه دم!

_توی این دنیا همه چی واسه من قدغنه؟

_گوش کن نیاز…

بین حرفش میپرم و کلمه های توی دهنم از ناراحتی به لرزش می افتن و چشمام نه شهابو می بینن و نه موقعیت رو درک می کنم.

-حالیته که منم آدمم؟ یه دختر مثل تو؟

_تو امانت نیایشی دیوونه؛ من…

-نوزاد تازه از شیر گرفته دادن دستت که داد و هوار راه انداختی دلی؟

 

مقداری از متن رمان خوب همخون 2 :

حق با دلارام بود! نیایش بعد از کنکورش و قبولی دانشگاه رفت ایستاد کنار دست بابا، توی انبار سیصد متری که شده بود همه ی تجارت بیست و چهار ساله ی بابا!
نیایش مدیریت خوند فقط واسه اینکه تا ابد بابام و انبارش به قوت حضور اون پابرجا بمونن.

حالا که دیگه نه بابایی مونده نه انباری که نیایش جونم بخاطرشون سرپا بمونه، من خواهرمو به چی امیدوار کنم واسه جنگیدن و کم نیاوردن؟!

دلارام از دوستای جورواجورش خواسته بود تا نشونیه اون آدم رو برامون پیدا کنن و حالا آدرس اون آدم جلوی چشمام بود.

یه سوله اطراف شهر! نباید تنها میرفتم ولی مجبور بودم. عمیق نفس کشیدم و از شرکت خارج شدم. هوا سرد شده بود. مولکولهای هوا برای لرزوندن هرچی بیشتر جون مردم با هم کورس گذاشته بودن!

کوله پشتیم رو از روی شونه هام رد کردم و مثل بچه های مدرسه ای روی دوشم گذاشتمش؛ دستای همیشه سردمو توی جیبای سوییشرت زرد مورد علاقه ام فرو بردم.

مسیری که باید می رفتم رو نمی شناختم و مجبور بودم از تاکسی به جای اتوبوس استفاده کنم به سمت خیابون اصلی رفتم تا راحت تر بتونم ماشین بگیرم.

کنار جدول های خیابون ایستادم و آدرس رو به پنجمین تاکسی دادم و بازم شنیدم که دیگه این ساعت از روز اون مسیر رو نمیره پاهامو با حرص روی زمین کوبیدم و روی همون جدولهای پشت سر نشستم سرمو میون دستام گرفتم و دونه دونه گره هایی که خدا انداخته بود توی زندگیم رو شمردم و خب از یه جایی به بعد دیگه حسابشون از دستم در رفت…

 

نحوه تهیه و مطالعه رمان خوب همخون :

از طریق سایت های مجازی رایگان و پولی و کانال تلگرام نویسنده قابل دسترسی می باشد.

 

بیوگرافی نازنین دیناروند :

نازنین دیناروند نویسنده دو رمان است. او از سال ۱۳۹۹ شروع به کار کرد.

 

رمان های نازنین دیناروند :

رمان زنجیر دلدادگی _ مجازی آنلاین
رمان خوب همخون _ مجازی

  • اشتراک گذاری
  • Admin
  • 6 بازدید
لینک کوتاه:
ورود کاربران

درباره ما
به بوک
دانلود رمان, رمان, دانلود رمان عاشقانه, رمان عاشقانه, دانلود رمان کل کلی, رمان جدید, رمان ایرانی, رمان بوک, دانلود رایگان رمان بدون سانسور pdf
آخرین نظرات
شبکه های اجتماعی
کلیه حقوق این وبسایت متعلق به " به بوک " بوده و هر گونه کپی برداری ممنوع میباشد!