کتاب رمان عاشقانه هما پور اصفهانی به نام افسونگر pdf ، اندروید، آیفون و جاوا

افسونگر دانلود رمان افسونگر نوشته هما پور اصفهانی با لینک مستقیم + ویرایش جدید کتاب رمان عاشقانه هما پور اصفهانی به نام افسونگر pdf ، اندروید، آیفون و جاوا رمان افسونگر هماپور اصفهانی نویسنده رمان قرار نبود درباره دختری به نام افسون است که برادری بدجنس(فرومایه و پست) دارد که خیلی افسون را اذیت میکند،اما یک روز با پسری به نام دنیل آشنا میشود و عاشق هم میشوند اما بخاطر برادر افسون ماجرا را فاش نمیکنند و افسون میرود و نزد دنیل زندگی میکند تا اینکه.و… خلاصه: تائیس افسونگری که با افسون خودش اسکندر را مجبور کرد پرسپولیس را به آتش بکشد و من عاشق من هستم که روح را به آتش می کشد … یکی پس از دیگری … فسون نخواست فسونگر باشد … فسونگرش را انجام داد .. . شخصیت ها: افسون (امیلی) واتسون   دانیل مجستیک   محل سکونت: لندن (دلیل اینکه محل اقامت در اونور آب اولا اینه که اونا راحت هستن، دوما به یک دوست من امیدوارم که این مدلی را بنویسم … امیدوارم که خودم را بفهمم که به چه کسی هستم!) قسمتی از متن رمان افسونگر: یک مادر ایرانی یک هویت ایرانی … یک دختر ایرانی … نه نه یک پدر اروپایی … یک هویت اروپایی یک دختر اروپایی نه نه من کیستم ؟! افسون؟ فاسد شده برای پاکی؟ یا گناه؟ برای محبت دیدن و محبت کردن؟ یا افراد دیگر اندنی عاشق شدن؟ من مهمم؟ شاید هم نه … واقعا به چشم نه آیم … عذر میخواهم … چرا من عذج و آزار دادن دوست نداشته باشم؟ چرا من تلافی نکنم؟ آنها مردند … من دختری یکه و تنها! آنها زور بازو و من … عاشوه و مکر زنانه! شعار من این است: ترجیح می دهم همه مردان رژ لبام خراب می شوند … نه ريمل چشم هايم را! گوشه ای از شروع داستان افسون و دنیل: آب دهنم رو تند تند قورت من دادم اما این بغض لعنتی دست از سر گلو بیچاره ام برداره … من موندم چرا خسته نمی ش! همینطور هر شب صبح تا شب و هر شب تا صبح در گلوی من جا خوش! می دونی من بیشتر از این حرف می زنم که میتونی بمیری ولی بازم از رو نرو … صدای بلند بلند شد: – امیلی … مردی؟ سریع خم شدم و در درب کابینت افتادم و باز افتادم … خدایا از این خونه هاتف … همه جاش پر از سوسک و کثافته … هر چی هم میمونی شورم انگار نه جنار! خدایا من از سوسک بدم می یاد! چرا میمیر؟ صدای فردریک اینبار بلند تر از پیش بلند شد: – امیلی !!! بیام تو اون آشپزخونه هلاکت می کنم … همچنین ببینید پیشنهاد مدیر سایت رمان بوک: رمان شیوا  رمان بادیگارد اجباری رمان رویای بلند رمان آن سالها   مشخصات و اطلاعات از رمان بوک فرمت فایل : pdf ، اندروید، آیفون و جاوا حجم فایل : پی دی اف ۳٫۱ مگابایت, نسخه اندروید ۱٫۲ مگابایت, نسخه آیفون ۳۳۶ کیلوبایت

منبع رمان: دانلود کتاب رمان افسونگر – pdf ، اندروید، آیفون و جاوا

دانلود رمان ارباب زاده مغرور من با فرمت های pdf,apk,epub,jar

دانلود رمان ارباب زاده مغرور من از الهه آتش با لینک مستقیم
دانلود رمان ارباب زاده مغرور من با فرمت های pdf,apk,epub,jar
موضوع رمان ارباب زاده مغرور من: عاشقانه ، اربابی
رمان ارباب زاده مغرور من نوشته: الهه آتش

دانلود رمان ارباب زاده مغرور من
خلاصه رمان: اربابی از تبار سیاه، قدرت و خشونت دختر ارباب دخترانه از سکسی، آرامش، پاک، ساده و عاشق خدمتکار ارباب پسر از جنس سنگ و انتقام اما مهربون حالا این قصه دختر عاشق پسر قصه موون می شود و زمانی که ارباب متوجه می شود حالا چی در انتظار این دو نفر است …
ادامه خواندن “دانلود رمان ارباب زاده مغرور من با فرمت های pdf,apk,epub,jar”

دانلود رمان جهانم بی الف

دانلود رمان جهانم بی الف

در این وقت شب از سایت بیا تو رمان ، رمان جهانم بی الف رو برای شما دوست داران رمان در سبک عاشقانه  اماده کردیم که برای دانلود/ مشاهده به ادامه مطلب مراجعه کنید

دانلود رمان جهانم بی الف

ژانر:عاشقانه 

این رمان بصورت آنلاین می باشد.

برای حمایت از نویسنده و خواندن این رمان در کانال زیر عضو شوید.

https://t.me/joinchat/AAAAAEF5mRn3eFijk6O2Ig

خلاصه قسمت اول جهانم بی الف:

همیشه بعداز معاشقه با عماد میشینم وساعت ها به دیوار زل میزنم وسعی میکنم وجدانمو که توی دلم طوفان به پاکرده رو آروم کنم!وجدانی که حرف حساب میزنه اما چاره ای جز جنگیدن ندارم..

۴ماهه که باعماد نامزد ومحرم شدم وهردفعه که ابراز علاقه میکنه ویا بوسه ای ازسرعشق، من هزار بار توخودم میشکنم!!عشق یک طرفه ی عماد آتیش به جونم میزنه.. عماد رو دوست دارم اما نه به عنوان همسر!!
اون همیشه واسم یه پسردایی بوده.. شایدم یه دوست ویابرادر!! همین وبس! نه بیشترونه کمتر

عشق توی قلب من جایی نداره! خیلی وقته که قلبم با این کلمه غریبه اس.. بعدازاون تجربه ی لعنتی دیگه هرگز نمیتونم کسی رو وارد قلبم کنم!

روزی که به عماد جواب مثبت دادم واسم مهم نبود اگه دل کسی رو بشکونم!
اون روزا روزای سیاه زندگیم بودن ومن فقط میخواستم خودمو از باتلاق وحشتناکی که درونش افتاده بودم بیرون بکشم و عماد بیچاره درتیر رس اشتباهاتم قرار گرفت!!

دانلود رمان گيسوان نارنجی

رمان گیسوان نارنجی

رمان گیسوان نارنجی نوشته خزان اختصاصی سایت به بوك

رمان گیسوان نارنجی

دانلود رمان گیسوان نارنجی

نویسنده: خزان

ژانر: عاشقانه و طنز و غمگین

تعداد صفحات: 519 صفحه

خلاصه رمان گیسوان نارنجی:

یه دختر داریم به اسم مدوسا یه پسر داریم به اسم سپهراد مدوسا و سپهراد پسرعمو و دختر عمو هستن. سپهراد اتاوا زندگی میکنه. خلاصه داستان از اونجایی شروع میشه که مدوسا تو بورسیه اتاوا شرکت میکنه و باباش هم فقط به یک شرط اونو میفرسته اونم اینه که بره با عموش بمونه و با ورود مدوسا به خونه عموش…

ادامه خواندن “دانلود رمان گيسوان نارنجی”

دانلود رمان بهشت زندگی من

رمان بهشت زندگی من

رمان بهشت زندگی من نوشته سامیه.ر اختصاصی سایت به بوك

رمان بهشت زندگی من

دانلود رمان بهشت زندگی من

نویسنده: سامیه.ر

ژانر: عاشقانه

تعداد صفحات: 154 صفحه

خلاصه رمان بهشت زندگی من:

بهشت زندگی من روایت زندگی پگاه نیازی یه دختر معمولیه که بعد از یک اتفاق ناگهانی تو زندگیش باید مسیر جدیدی رو شروع کنه… مسیری که شاید طول نامعلومی داشته باشه اما انتهای بسیار شفاف و روشنی داره… پگاه دلیل مهمی داره برای رها کردن مسیر تمام آرزوهایش و علاقه هاش و اون دلیل میتونه دلیل زندگی خیلی از ماها باشه.

 

 

دانلود رمان با فرمت pdf

دانلود رمان برای اندروید با فرمت apk

دانلود رمان برای ایفون با فرمت epub

 

قسمتی از رمان بهشت زندگی من نوشته سامیه.ر:

فنجان چای را در دستم فشردم و نگاهش کردم… مات و مبهوت، سرد و بی روح.

دلم میخواست کمی ذهنم را آرامتر کنم تا حداقل بفهمم چه میگوید… باید میفهمیدم چه بهانه ای برای خودم و مهم تر از ان دلم جور کنم… اما فقط حرکات سریع سر و دستانش را میدیدیم… چه میگفت این مرد بی رحم و سنگدل!

-ببینید خانم ما اینجا دنبال دردسر نیستیم. همین چندوقتی هم که اومدین و رفتین کلی برامون مشکل درست شده! اینجا ما آبرو داریم… شرکای کاری ما اینجا رفت و آمد دارند. قرارداد های کاری رو اینجا میبندیم. به نظر من بهترین پیشنهادی که میتونم بهتون داشته باشم اینه که همکاریمون رو همینجا قطع کنیم.

مودبانه داشت اخراجم میکرد… به چه جرمی؟ به چه گناهی؟ دنبال جواب بودم… شاید چیزی بود و من نمیدانستم!

-به حسابداری زنگ زدم… میتونید برید برای تسویه.

-اما من…

-بسه خانوم. گوش من یکی دیگه خیلی وقته از این حرفا پره!

با این جمله فرصت دفاع رو هم از من گرفت! او که ساعتی میشد متکلم وحده بود چه میشد چند جمله ی مرا هم گوش میکرد؟ دلم گرفت… دستم لرزید… من به این کار احتیاج داشتم.


دانلود رمان آنچه كه من كشيدم

رمان آنچه که من کشیدم

رمان آنچه که من کشیدم نوشته مریم معینی اختصاصی سایت رمان

رمان آنچه من کشیدم

دانلود رمان آنچه که من کشیدم

نویسنده: مریم معینی

ژانر: عاشقانه

تعداد صفحات: 60 صفحه

خلاصه رمان آنچه که من کشیدم:

دختری که پدر او دکتر و سهامدار بیمارستانی است و خود دختر نویسنده است.

این دختر بهار نام دارد او همیشه پیش پدر است و همکار های پدر او به ویژه آقا نیک بخت علاقه خاصی به بهار دارد و…

دانلود رمان با فرمت pdf

دانلود رمان برای اندروید با فرمت apk

دانلود رمان برای ایفون با فرمت epub

برای عضویت در کانال تلگرامی رمان کلیک کنید.

منبع: رمان بوك

قسمتی از رمان آنچه که من کشیدم نوشته مریم معینی:

نمی دانم این داستان را چگونه شروع کنم ولی من یک دخترم یک دختر با دستانی استخوانی و لاغر مردنی اصلا هر چی بود همین که یک دختر بود مهمه مهم همینه که دختر بود. اره یک دختر شاد و شنگول و در عین حال حساس و زود رنج. این خودش کلی داستان داره نه؟ ولی نه نمیشه شروعش تموم کرد تازه مقدمه است ببینم فنجون چای را به دستت گرفتی؟ معطل نکن. من کار و زندگی دارم. اول یه قلوب بخور گلوت تازه شه. حاضری از مقدمه در بیایم بریم سر اصل مطلب؟؟ اگه اره خط بعدی شروع میشه اگه نه بازم خط بعدی شروع میشه.

دستانم را باز و بسته میکردم و به استخوان هایی که زیر پوست نازک دستانم قائم شده بودند دقت میکردم. دستی سرد و سفید و استخوانی…

در اتاق را باز کردم. مردی میانسال با روپوش سفید نشسته و با خودکار خود بازی میکند (کودک درونش فعاله. مسخره هم خودتی) تا کمر دولا شدم _استاد بزرگوار من حال شما؟

سرش رو بالا اورد: _چطوری قراضه؟

سعی کردم این لبخند گشاد روی لبانم را تنگ و تنگ تر نکنم ولی به طور طبیعی در عرض یک صدم ثانیه کلا محو شد.

دانلود رمان شب های مهتاب

رمان شب های مهتاب

رمان شب های مهتاب نوشته azam bagheri اختصاصی سایت رمان بوك

رمان شب های مهتاب

دانلود رمان شب های مهتاب

نویسنده: azam bagheri

ژانر: عاشقانه

تعداد صفحات: 173 صفحه

خلاصه رمان شب های مهتاب:

قصه دختری به نام مهتاب است که در شیراز زندگی میکند و با قبولی در دانشگاه تهران، رابطه اش با نامزدش محسن بهم میخورد و از یکدیگر جدا میشود.

هشت سال بعد، مهتاب با مسعود، رئیس شرکتی که در ان مشغول به کار شده قرار است ازدواج کند؛ اما ورود محسن به آن شرکت زندگی هر سه آنها را دستخوش تغییرات میکند.

 

 

دانلود رمان با فرمت pdf

دانلود رمان برای اندروید با فرمت apk

دانلود رمان برای ایفون با فرمت epub

دانلود رمان برای جاوا با فرمت jar

برای عضویت در کانال تلگرامی رمان کلیک کنید.

 

قسمتی از رمان شب های مهتاب نوشته azam bagheri:

داشتم با روزنامه ی توی دستم بازی میکردم؛ راستش نمیدونستم به محسن چی باید بگم.

بابام رو به سختی راضی کرده بودم. یادم نمیره توی اون روزها چقدر جنگ اعصاب داشتیم.

نمیدونم محسن چه عکس العملی نشون میده؛ ولی بالاخره که باید میفهمید. باهاش توی پاتوق قرار گزاشتم. فکرم درگیر بود. تصمیم گرفتم کمی پیاده روی کنم؛ برای همین دیر رسیدم.

قرارمون ساعت سه بود. ولی من نزدیک به چها به پارک آزادی (شیراز) رسیدم. وقتی رسیدم، دیدم محسن نشسته روی صندلی و داره با ذوق به بچه ها نگاه میکنه و میخنده. هیچکس به اندازه من نمیدونست که محسن چقدر بچه دوست داره. همیشه میگفت دوست دارم چهار پنج تا بچه داشته باشم که وقتی میام خونه از سر و کولم بالا برن! برعکس من که با قانون فرزند کمتر زندگی بهتر موافق بودم. از دور نگاهش میکردم. قد و هیکل متوسط چشم و موهای قهوه ای، لب و بینی معمولی، صورت دوست داشتنی داشت. یه پیراهن طوسی هم پوشیده بود که از همیشه برام خواستنی تر شده بود و بهش می اومد.


تب داغ گناه

تب داغ گناه دانلود رمان زندگی تب داغ گناه نوشته نیلوفر قائمی فر با لینک مستقیم + ویرایش جدید رمان عاشقانه نیلوفر قائمی فر( N-Gh )به نام تب داغ هوس(گناه) pdf ، اندروید، آیفون و جاوا آرمین پسر زیبا و مغروری که اومده تا انتقام بگیره انتقام گذشته ی تلخی که مردی برای او و خانواده اش رقم زده. تاوان گناهی که درگذشته رخ داده رو چه کسی باید بده دختری بی گناه که از هیچ چیز خبر نداره… دل من به شدت شور میزد تو وجودم غوغایی به پا بود آخه تا کنون از این کارا انجام نشده است بودم بود خط قرمزهایی که در فراز خودم بودو زیر پا میذاشتم حسهای متفاوت با وجدانم در افتاده بودن یکی در وجودم می گوید: »چرا عومدی احمق اگر دوست داری چی؟ برگرد تا دیر نشده “اگر مامان و بابا فهمیدن؟ … خلاصه: آرمین = دست سردمو که رو سنگ سرد قبرش گذاشتم انگار قلبم هم سرد شد از همه دنیا از عشق ،عشق مادر فرزندی عشق به زندگی ،از عاشق شدن… نخواستم گریه کنم ،عصبانی بودم از دست تموم دنیا از اینکه انقدر ضعیف بود که نتونست تحمل کنه و منو تنها گذاشت از اینکه باز هم کنار عشق خائنش به خاک سپرده شده از اینکه هر دو از وجود من بودن ولی یکی رو از اعماق قلب دوست دارمو یکی رواز اعماق قلب بهش حس نفرت داشتم …چشم به اون چشمای آبی افسونگرش دوختم با اون موهای مشکی پریشونش که حتی تو این عکس ،بعد مردنشم همچنان سحر میکنن چرا عاشق این زن شدی؟ که تو رو ازمن بگیره ؟ که منو به این دنیای لعنتی بیاره؟ مشخصات و اطلاعات از رمان بوک فرمت فایل : pdf ، اندروید، آیفون و جاوا حجم فایل : پی دی اف ۳٫۲ مگابایت, نسخه اندروید ۷۹۸ کیلوبایت, نسخه آیفون ۲۸۷ کیلوبایت همچنین می توانید دیگر رمان این نویسنده را مشاهده کنید: زندگی زناشویی منبع : RomanBook.ir دانلود رمان نسخه پی دی اف دانلود رمان نسخه اندروید دانلود رمان نسخه آیفون دانلود رمان نسخه جاوا ادامه در http://romanbook.ir/%d8%b1%d9%85%d8%a7%d9%86-%d8%aa%d8%a8-%d8%af%d8%a7%d8%ba-%da%af%d9%86%d8%a7%d9%87/