رمان از نفس افتاده
رمان از نفس افتاده

دانلود رمان نفس افتاده اثر مریم حیدری با فرمت های pdf ، اندروید، آیفون و جاوا با ویرایش و لینک مستقیم رایگان

خوشبختی ما آدما گاهی به یک تلنگر بند است و ما این رو درک نمی کنیم.
اون تلنگر تو زندگی دختر خوشبختی مثل من پرهام بود.
کسی که مسیر زندگی من رو جوری که نمی خواستم عوض کرد و ازم هیوای دیگه ای ساخت که باهاش غریبه بودم و این شد یک قصه از یک زندگی…

خلاصه رمان از نفس افتاده

بدون این که اصلا توانسته باشم بخوابم از جام بلند شدم.
از دیروز بعد از ظهر که رفته بودم تا ببینم چه جوری می شود از او رضایت بگیرم و آن حرف ها را به من زده بود فکر و خیال راحتم نگذاشته بود.
وارد حمام شدم و شیر آب رو باز کردم تا سرم رو بشورم.
دوباره به فکر فرو رفتم.

چاره ای نبود، روزگاری که همیشه به کام من و خانواده ام می گذشت حالا داشت آن رویش رو نشانمان می داد.
از دو سال پیش بدبیاری مون با مرگ پدر و مادر شروع شد.
پدر و مادری که همه ی زندگی من و برادرم هومن بودن بعدم ما موندیم و یه زندگی که باید اداره اش می کردیم.
یه سال گذشته بود همه چیز به هم ریخته بود افتادیم دنبال کارها من به جای پدرم رییس شرکت ساختمانیش شدم و هومنم به بیمارستان برگشت.
هومن پزشکی خوانده بود و من معماری، با هم کارهای ارث میراثمون رو درست کردیم.
یاد گرفتیم که پشت هم باشیم.
منو برادرم هر دو تنها شده بودیم ولی من بیشتر تنهایی رو حسش می کردم.
چون قبل مرگ پدر و مادرم نامزدیم با پسر داییم به هم خورده بود…

دانلود نسخه پی دی اف

دانلود نسخه اندروید